الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
160
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً - 27 / فجر ) آگاهى و خبر داده است يعنى به صاحبت برگرد . و نيز گفتهاند : نفوس و ارواح - با اعمالشان قرين مىشوند ، چنان كه در آيه : ( يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ - 30 / آل عمران ) . و در آيه : ( وَ زَوَّجْناهُمْ بِحُورٍ عِينٍ - 54 / دخان ) يعنى با آنها قرينشان كرديم . در قرآن آن طورى كه در عرف مىگويند زَوَّجْتُه امرأةً و زَوَّجْنَاهُمْ حُوراً نيامده است چنان كه در سخن معمولى زوجته امرأه گفته مىشود . تا آگاهى و تنبيهى بر اين امر باشد كه قرين شدن با حور عين بر حسب امور متعارفى كه از نكاح در ميان مردم هست ، نيست . زاد : الزِّيَادة : نمو و افزايش يعنى افزودن و ضميمه كردن چيزى به چيز ديگرى در همان حالى كه هست ، مىگويند : زِدْتُه فَازْدَادَ : افزودمش و افزون شد . و آيه : ( وَ نَزْدادُ كَيْلَ بَعِيرٍ - 65 / يوسف ) مثل عبارت - ازْدَدْتُ فَضْلًا - يعنى از نظر فضل و زيادى رشد كردم ، است . و اين معنى از باب ( سَفِهَ نَفْسَهُ - 130 / بقره ) است يعنى خويشتن را نادان و تباه كرد ، و اين گونه زيادى و افزونى ناپسند و مذموم است ، مثل اضافه و افزونى بر احتياج و بسندگى است ، همچون انگشت ششم در دستهاى انسان و انگشت اضافى در پاى چهارپايان و زيادتى در كبد كه قطعه گوشت معلّق و آويختهاى است و تصور مىشود كه نيازى به آن نيست ( مثل روده كور كه گلبول سفيد توليد مىكند و در بيمارى آن را جراحى مىكنند ) زيرا آن پاره گوشت اضافى در حيوانات حلال گوشت خوراكى نيست . ولى در بارهء زيادتى و افزونى پسنديده ، مثل آيه ( لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى وَ زِيادَةٌ « 1 » - 26 / يونس ) . از طرق مختلف روايت شده است كه اين زيادتى و افزونى پاداش نيكوكارى
--> ( 1 ) تمام آيه كه پاداش نيكوكاران است چنين است : ( لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى وَ زِيادَةٌ وَ لا يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَ لا ذِلَّةٌ ، أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيها خالِدُونَ - 29 / يونس ) . براى كسانى كه نكوكارند همان پاداش و افزون بر آن را دارند سختى و زبونى چهرههاشان را فرا نمىگيرد و آنها بهشتيانند و در آنجا جاودانند .